روانشناسی


شاید بارها با مطالعه ی مطالب مختلف این وبلاگ برای شما سوال پیش آمده باشد که منظور از روانشناسی بازار چیست و چه باید کرد ؟ البته اگر شما جز آن دسته از افراد نباشید که سبز و قرمز شدن پوزیشن در مارکت را کاملا وابسته به تکنیکال و فاندامنتال می دانند . امیدوارم که این طور نباشد چرا که در این صورت هیچ وقت موفق نخواهی بود و استثنایی وجود نداشته و نخواهد داشت .



روانشناسی در بازار های سرمایه مهم ترین و حداقل لازم برای تجارت سودمند و بی درد سر می باشد یا به عبارتی رفتاری که از ذهن سرچشمه می گیرد و این رفتار است که بوجود آورنده ی یک سری هنجارها و ناهنجاری های داخلی و خارجی می باشد . ذهن ناخودآگاه ما سرچشمه ی همه ی این رفتار و نوسانات عاطفی می باشد که در اکثر مواقع روی تصمیم گیری های ما تاثیرگذار می باشد . منشاء احساس ترس و امید نیز ذهن ناخودآگاه ما می باشد که ناخواسته روح و روان ما را دگرگون کرده و اغلب ما رامغلوب بازار می کند .

تمایل و نیاز بیش از حد برای بدست آوردن پول جهت ایجاد شرایط مادی مطلوب و آسایش خواسته ی اغلب فعالین در بازار های مالی داخل و خارج می باشد بی توجه به آن که آسایش بدون آرامش معنی ندارد پس باید بدنبال آرامش بود و بعد در کمال آرامش فکری برای آسایش کرد .

چگونه می توانیم به آرامش برسیم ؟

هر فرد در زندگی شخصی از نظر مادی و معنوی فراز ها و نشیب هایی دارد که روی روحیات و تکامل شخصیت او اثر گذار بوده است و همین روحیه در بازار های مالی در کالبدی دیگر خود را نشان می دهد و اغلب  نتیجه ی مثبتی برای معامله گر ندارد . بهترین کار برای رسیدن به آرامش پذیرفتن وضعیت فعلی از نظر مادی / اجتماعی / معنوی و ... می باشد و اینکه بدانیم به کجا می خواهیم برسیم این موهم به ما کمک می کند توقعات خود را تنظیم کنیم و واقع بین باشیم که برای مثال من امروز که روی نقطه ی صفر ایستاده ام نقطه ی بعدی یک خواهد بود نه صد ! پذیرفتن همین نکته ی ساده آرامشی غیر قابل وصف به ما می دهد که راه ما برای رسیدن از نقطه ی صفر به صد را هموارترمی کند. وقتی آرامش میسر گردد و شما وضعیت خود را بپذیرید و شکرگزار باشید حسادت ، حرص و طمع و... در زندگی شما جایی  ندارد و زیبا تر از همیشه به زندگی نگاه می کنید . اغلب شما تریدر های عزیز در تکنیکال و فاندامنتال استاد شده اید اما تا به حال از خود پرسیده اید دلیل این ضرر ها ی پی در پی چیست ؟

چرا علوم تحلیلی که وسعت آنچنانی هم ندارند خواسته های ما را برآورده نمی کنند ؟

چرا بازار70% قابل پیش بینی هست نه 100% ؟

چرا روی حساب دمو سود های کهکشانی ولی در ریل تایم مارجین کال پشت مارجین کال ؟

چرا روی پوزیشن و تحلیل خود تعصب بی جا باید داشت وقتی سطح به سطح سیگنال فیلد می گیریم ؟

بنده بار ها عرض کرده ام که 10% موفقیت در بازار های مالی بخصوص فارکس تسلط روی علوم تکنیکال و فاندامنتالاست و 90% روانشناسی بازار . جهل ، سرخوردگی ، حرص و طمع ، عجله کردن ، بی حوصلگی ، عصبانیت و... اگر روی شیوه ی تحلیلی شما اثر نگذارند قطعا روی مدیریت شما بر پوزیشن بی تاثیر نخواند بود .


بنده هیچگونه تحصیلات اکادمیک در زمینه ی علوم روانشناسی نداشته ام و مطالب بالا فقط و فقط  تجربیات ، دیده ها و شنیده های بنده بعد از سالها فعالیت در بازار جهانی ارز و فلزات می باشد .

وصف این مطلب بسیار گسترده تر از این حرف هاست در صورت تمایل و علاقه ی بازدیدکنندگان عزیز این پست را ادامه خواهم داد .


http://www.forex.blogfa.com/