داستان روز
تا کریمخان را ملاقات کند...
سربازان مانع ورودش می شوند!
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود ومی پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد:
چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟
مرد می گوید دزد، همه اموالم را برده چیزی در بساط ندارم !
خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!
مرد می گوید: من خوابیده بودم!
خان می گوید: خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود ...
مرد می گوید:
من خوابیده بودم، چون فکر می کردم تو بیداری...!
خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند وسپس دستور می دهد
خسارتش از خزانه جبران کنند
ودر آخر می گوید:
این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم......
سربازان مانع ورودش می شوند!
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود ومی پرسد ماجرا چیست؟
پس از گزارش سربازان به خان؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد:
چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟
مرد می گوید دزد، همه اموالم را برده چیزی در بساط ندارم !
خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!
مرد می گوید: من خوابیده بودم!
خان می گوید: خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود ...
مرد می گوید:
من خوابیده بودم، چون فکر می کردم تو بیداری...!
خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند وسپس دستور می دهد
خسارتش از خزانه جبران کنند
ودر آخر می گوید:
این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم...
این وبلاگ ساخته دانش پذیران دوره SH9005 موسسه نوین پردازان راتین ایرانیان، برگزار کننده دوره های آموزش موفقیت مالی در بورس میباشد.از کلیه دانش پذیران و شما بازدید کننده محترم دعوت میشود که جهت هرچه پویاتر شدن وبلاگ با ما همکاری نمایید.