ریسک در معاملات

معامله كردن راحت است يا دشوار؟ از ديد ناظر بيروني ، اين كار راحت به نظر مي رسد . كافي است شما يك سهم را در نظر بگيريد . حدس بزنيد كه قيمت آن صعود خواهد كرد و يا نزول ، وارد معامله شده و صبر كنيد تا نتيجه را ببينيد .

نكته ي كار در كجاست ؟ اگر به همين سادگي بود ، هركسي مي توانست با انجام آن ميليونر شود ! متاسفانه به اين راحتي هم نيست ، مخصوصاً در بازارهاي بدون روند و يا داراي محدوده ي نوسان زياد .

در يك بازار صعودي قوي ، معامله گران تازه كار با افتتاح يك حساب شروع به كار كرده و شاهد افزايش حباب گونه ي دارايي خود مي شوند اما چه بسا در كمتر از يك ماه جملاتي مانند "روزهاي خوب قديم" را از آنها مي شنويم !..

حتي هنگامي كه همه شرايط نيز موافق بوده و قيمت ها در حال افزايش مي باشند نيز معامله كردن كار راحتي نيست . بايد روي آن معاملات كار كنيد ونهايتاً كسب سود از مجموع معاملات كار دشواري است .

معاملات موفق جزئي منابع مالي ، جزئي استراتژي كار و قسمتي نيز روانشناسي دارند . فرض كنيد شما يك استراتژي ساده براي معامله نياز داريد .

سهام هايي را مي يابيد كه در اثر اخبار ضعيف اقتصادي بطور موقت دچار نزول قيمت شده اند اما در كل ، شواهد موجود حكايت ازافزايش قيمت آنها دارند . مي خواهيد سيستم معاملاتي خود را بر اساس اصل "پشيماني فروشندگان" بنا كنيد .

اينگونه است كه شما پيش بيني مي كنيد فروشندگان در اثر ترس از اخبار ضعيف اقتصادي كه براي اين سهم ارائه شده اقدام به فروش نموده اند و زماني كه دريابند سهام مورد نظر هنوز خريداران خوبي دارد ، مجدداً اقدام به خريد خواهند كرد .

اما يك استراتژي خوب ملزومات ديگري نيز دارد . شما بايد تصميم بگيريد كه چه ميزان از سرمايه خود را با اين استراتژي به معامله اختصاص دهيد .

در هر معامله مي توانيد 3-2% از سرمايه خود را ريسك كنيد اما تمام موارد مطابق با نقشه ي شما پيش نخواهد رفت . معامله داراي يك قسمت رياضيات نيز مي باشد . برخي از معاملات شما به سود خواهد نشست و برخي نيز با ضرر همراه خواهد بود .

بايد تصميم بگيريد كه چند معامله مي خواهيد انجام داده و در هر معامله چه ميزان ريسك كنيد . تنها تعداد معاملات نيست كه بايد مد نظر قرار گيرد ، شما بايد به محدوده اي كه قيمت تمايل به نوسان در آن دارد نيز توجه كنيد .

حال فرض كنيد با 2% ريسك در هر معامله و در مجموع با 10 پوزيشن قصد كار با استراتژي " پشيماني فروشندگان" را داريد . اين كار 20% ريسك بوده و شما بايد از نظر رواني تحمل آنرا داشته باشيد .

اگر 20% از دارايي خود را از دست بدهيد ، جبران آن دشوار خواهد بود . بسته به حد تحمل رواني شما ، 20% ريسك ممكن است زياد باشد .

اگر منابع مالي محدودي در اختيار داريد ، تحمل 20% ريسك كار دشواري خواهد بود . چنانچه تحليل و استراتژي شما منجر به سود نگردد ممكن است احساس درماندگي كنيد .

از نقطه نظر روانشناسي ، ريسك كردن مي تواند باعث برانگيخته شدن حس اضطراب و نگراني در فرد گردد . يك تحليل و يا تصميم آني مي تواند باعث شود تا پوزيشن هايي را باز كرده و به نظاره بنشينيد .

زماني كه با نگراني در انتظار خروج از يك پوزيشن هستيد ، به سختي مي توانيد فكر كرده و تصميم درست بگيريد . حال آنكه احساسات نيز بر شما غلبه كرده باشد .

اگر نتوانيد اين ريسك را تحمل كنيد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟! راه حل ساده و آشكار براي اين موضوع ، كم كردن ميزان ريسك است . مي توانيد به جاي آنكه 10 پوزيشن بگيريد ، 2 يا 3 مورد را كه احتمال سود دهي بيشتري دارند انتخاب نماييد .

با اين كار سود شما به ميزان قبلي نخواهد بود اما مقدار ضرر نيز كاهش خواهد يافت . اگر در تحمل ميزان ريسك دچار مشكل شويد ، ممكن است آن قسمت از فكر شما كه درگير اين موضوع مي گردد باعث ايجاد خطا و كاهش دادن سودهايي كه مي توانسته حاصل كند نيز بشود .

در نظر گرفتن ريسك هاي مالي و رواني بسيار مورد نياز است . اين كار در طولاني مدت چه دستاوردهايي خواهد داشت ؟

از سويي به نظر مي رسد كه اگر نخواهيد ريسك كنيد ، هرگز سودهاي آنچناني نيز نخواهيد كرد . شما مي بينيد كه معامله گران حرفه اي اقدام به معاملات بزرگ مي كنند و اين موضوع باعث ايجاد نگراني در آنها نمي گردد . در اين خصوص هركس بايد هدف خود را مشخص نمايد.

تا زماني كه دلگرم شويد كه مي توانيد در بازار كسب سود كنيد ، بهتر است اقدام به بالا بردن مهارت خود كرده و قبل از كسب مهارت كافي اقدام به ريسك هاي بزرگ نكنيد .

معامله گران حرفه اي داراي مهارت هايي شكل يافته و اعتماد بنفسي پولادين مي باشند . آنها اگر ضررهاي بزرگي كنند ، مي دانند كه در نهايت توانايي جبران آنرا دارند .

از سوي ديگر مي دانيد كه اگر هنوز به عنوان يك "معامله گر" به خود مطمئن نيستيد ، جبران سرمايه هاي از دست رفته غير ممكن است .

مهم نيست كه چه ميزان در حذف اين احتمال تلاش مي كنيد ، اما در عمق فكر خود مي دانيد كه اين يك تهديد جدي بوده و ممكن است شكار آن شويد .

اهميت مديريت ريسك را دست كم نگيريد

فوايد مالي و رواني بسياري در محدود نمودن ريسك وجود دارد . يكي از واقعيت هاي دشوار در معامله آنست كه استراتژي كامل هرگز وجود خارجي ندارد . حتي قابل اطمينان ترين استراتژي ها نيز گاهي منجر به ضرر مي شوند .

شرايط بازار مرتباً تغيير مي نمايد و به تبع آن استراتژي شما نيز بايد با آن هماهنگ گردد . اما نكته ي مهم اينجاست كه مشخص نيست چه زماني شرايط با سيستم شما هماهنگ و چه زماني در حال تغيير است .

بهترين ابزار دفاعي شما براي مقابله با تغييرات بازار، محدود نمودن ميزان ريسك است

با محدود نمودن ريسك خواهيد توانست در بازار باقي مانده و مراحل تكامل و آموزش را طي كنيد تا در نهايت در زمره ي معامله گراني قرار گيريد كه سودهاي كلان از بازار دريافت مي كنند